|
|
|
.•* *•.مي خواهم تمام وجودم را بر برگ هاي روزهاي سپيدبنويسم.•* *•.
|
ما نوشتیم و گریستیم
ما خنده کنان به رقص بر خاستیم
ما نعره زنان از سر جان گذشتیم ...
کسی را پروای ما نبود.
در دور دست مردی را به دار آویختند :
کسی به تماشا سر برنداشت
ما نشستیم و گریستیم
ما با فریادی
از قالب خود بر آمدیم
+ نوشته شده در 2008/8/9ساعت توسط ستاره |